سلام. امروز میخوام یه وب سایتو معرفی کنم که یه پدر برا دختر بیمارش مینویسه.
صبا فروزنده که تنها فرزند خانواده فروزنده است در تاریخ 13 شهریور1381 در شیراز متولد شد و تا اینکه در 6 سالگی بعد از سردرد ها وتهوع شدید پزشکان ضایعه ای وخیم را بر روی مخچه صبا تشخیص دادند و بعد از چندین عمل که خالی از اشتباه نیز نبود توموربد خیم صبا برداشته شد اما نه به طور کامل. بعد از بک دوره کوتاه مدت 3 ماهه که حال صبا رو به بهبودی بود فاجعه بازگشت وصبا به دلیل دل دردهای شدید باز هم بستری شد که دلیل آن سر لوله شانت در شکم صبا بود. صبا باز هم به تیغ جراحان سپرده شد و بعد از عمل در بخش مراقبت های ویژه بستری شد عمل های زیادی روی صبای کوچک انجام شد شانت خارج شد و فیفت بیرون مغزی جایگزین شد و صبا با وضعیت نرمال در اتاق مراقبت های ویژه بستری و به مانیتورهایی که با وجود اعتراضات والدین صبا آلارمشان روی سایلنت بود وصل شد و صبای عزیز در روزی که نمی دانست تمام رزیدنت ها در امتحان ارتقاء سطح شرکت کرده اند و پدر مادرش را هم از اتاق بیرون کرده اند،دچار ایست قلبی شد و دستگاههای بر روی سایلنت هر چه کردند کسی صدایشان را نشنید، تا اینکه صبح به مدد تعویض شیفت پرستاری بالای سر صبایی آمد که در اثر احیا نشدن به موقع به شدت ورم کرده و کبود شده بود دراین زمان هم بدلیل همان زمان بندی اشتباه صبا و حضور رزیدنت ها بر سر جلسه امتحان صبای ما با احیایی دیر هنگام و بعد از 5 بار شوک الکتریکی با آسیب های شدید مغزی زنده ماند. که در شرایط مشابه به دلیل صدمات مغزی زیاد بعد از3 بار شوک نباید شوک داده شود.
حال صبا مانده است و پدر ومادرش ویک معلولیت ذهنی جسمی حرکتی 94درصدی.و پزشکان ومسئولان بیمارستان در مقابل این کوتاهی وقصورعلنی همه چیز را انکار کرده اند و حتی یکی از رزیدنت ها قبل از ایست قلبی صبا و در حالی که صبا در وضعیت نرمال به سر میبرده است به پدرش پیشنهاد میدهد" که صبا چون تومورش مدولوبلا ستوما میباشد و این بچه شاید زیاد زنده نباشد بیا و رضایت بده فرزندت تحت اختیار علم جهت بررسی قرار گیرد".
امروز نزدیک 3 سال از بیماری صبا میگذرد و او در خانه ای تحت مراقبت است که شاید به غیر از فرشی که آن را هم قسطی خریده اند چیز دیگری نداشته باشند، اما پدر و مادری دارد که علی رغم همه سختی ها، همه بی توجهی های مسئولان، همه مشکلات مالی با یک لبخند او آسمان را سیرمیکنند. شاید چشمان صبا به خاطر همان صدمه مغزی دیگر قادر به دیدن نباشد وشاید به گفته دکترها قصه های مادر را هم درک نکند اما او تمام دلخوشی های زن ومردی است که عاشقانه دوستش دارند، حتی حالا که پدر یکی از کلیه هایش را فروخته است تا مخارج صبا را بپردازد. پدر صبا زیاد به این در و آن در زده است و با هر مسئولی صحبت کرده است تا شاید کسانی را که با یک سهل انگاری جگر گوشه اش رابرای همیشه از یک زندگی عادی محروم کرده اند را محکوم کند اما افسوس که مسئولان بیمارستان کذایی تلاش های پدر صبا را فقط برای جلب افکار عمومی و جمع آوری کمک های مالی میدانند.
من میگویم حق هر ایرانی است که در شرایط سخت توسط دولت حمایت شود و هر کس در هر پست و مقامی که هست باید جواب گوی کم کاری خود باشد. صبا اولین و آخرین مورد نیست. والدین زیادی هستند که درد ناتوانی مالی بر درد بیماری فرزندانشان افزوده شده است.
و تنها کاری که من و شما میتوانیم بکنیم دعا به درگاه خداوند است تا به حرمت این روزهای عزیز که میگویند دعای همه براورده میشود خداوند صبای ما و تمام بیماران را به آرامش برساند حال با شفا و یا با خواندن به سوی خود.
*****
پ.ن:هزینه نگهداری ودرمان صبا 1.5 میلیون تومان در ماه است.
پ.ن3:لطفا شما مخصوصا اونایی که بازدیدشون خیلی بیشتر از منه این مطلب یا هر مطلب دیگه رو در مورد صبا تو وبتون بزارین تا آدمای بیشتری ببینن و برا صبای ما دعا کنند.
با سلام این پیام از طرف سارا جون دوست و همکارعزیزم بهم رسیده شماهم واسه صبا دعا کنین ممنون از محبتهاتون